دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۲
کد مطلب : 122427
جالب است ۲
وطن، تنها پیراهنی است که در تن می‌ماند
پایگاه خبری دیار کارون
گاه زانوهای آدم از بارِ ناملایمات سست می‌شود. گاهی آنقدر در محاصره‌ی خبرهای تلخ و تبعیض‌ها قرار می‌گیریم که احساس می‌کنیم «غریبه‌ای در خانه‌ی خویشیم». این حسِ بریدگی، این خشمِ فروخورده از شرایط اجتماعی و سیاسی، نه تنها قابل درک، که بخشی از هویتِ مطالبه‌گرِ یک انسان زنده است. اما یک مرزِ ظریف وجود دارد؛ مرزی به باریکیِ تیغ میان «اعتراض به وضع موجود» و «آرزوی آوار بر سرِ خانه».

باید از خودمان بپرسیم: وقتی از «وطن» حرف می‌زنیم، از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ آیا وطن همان بخشنامه‌ها، تریبون‌ها و تصمیماتِ مقطعی است؟ یا وطن، آن تکه زمینی است که لالایی مادرمان در هوای آن پیچیده؟ وطن، سفره‌ی خالی یا پرِ همسایه، لهجه‌های شیرینِ از شمال تا جنوب و ریشه‌هایی است که حتی اگر هزاران کیلومتر دور شویم، باز هم در عمقِ خاکِ سراسر این نقشه‌ مقدس جست‌وجویش می‌کنیم.

کسانی که از سرِ استیصال، چشم به «منجیِ مسلحِ خارجی» دوخته‌اند، شاید فراموش کرده‌اند که بمب‌ها و موشک‌ها، پاسپورت یا مرام‌نامه‌ی سیاسیِ آدم‌ها را چک نمی‌کنند. آتش که بیاید، «منتقد» و «موافق» را با هم می‌سوزاند.
نگاهی به جغرافیای اطرافمان بیندازیم؛ کدام خاک با چکمه‌ی سرباز بیگانه بارور شد؟ کدام سرزمین با ویرانیِ زیرساخت‌هایش به آزادی رسید؟ حقیقتِ عریانِ تاریخ این است: «آزادی که از لوله‌ی تفنگ بیگانه بیرون بیاید، نامش رهایی نیست؛ نامش اشغال است.»

جدا دانستنِ خود از مردم، یعنی پذیرفتنِ شکستِ هویت. ما حق داریم معترض باشیم، حق داریم برای تغییر بجنگیم و حق داریم فریاد بزنیم؛ اما اجازه نداریم تیشه به ریشه‌ای بزنیم که خودمان بر آن روییده‌ایم.
دفاع از وطن، دفاع از یک ساختارِ سیاسیِ خاص نیست؛ دفاع از ناموسِ خاک، دفاع از امنیتِ خواهرانمان و دفاع از فردای فرزندانی است که حق دارند در زمینی راه بروند که بوی باروتِ غریبه نمی‌دهد.
دشمن، نه عاشقِ آزادی ماست و نه نگرانِ سفره‌ی ما. او تنها شکاف‌ها را می‌جوید تا از میان آن‌ها عبور کند. اتحاد، به معنایِ هم‌فکر بودن در همه چیز نیست؛ اتحاد یعنی بدانیم در خانه‌ای که سقفش می‌ریزد، فرقی نمی‌کند کدام اتاق نشسته‌ایم.

ما باید خشممان را به سوختِ سازندگی بدل کنیم، نه شعله‌ای برای خاکستر کردنِ خانه.
ایران، با تمامِ زخم‌هایش، هنوز تنها پناهِ ماست. و دفاع از پناهگاه، نه یک انتخاب، که غریزه و وظیفه‌ی هر کسی است که نامِ «انسان» و «ایرانی» را با خود حمل می‌کند. ما در کنار هم، سخت‌ترین روزها را پشت سر خواهیم گذاشت، اما در کنارِ بیگانه، حتی پیروزی هم طعمِ تلخِ خیانت خواهد داشت.

 
https://deyarkaroon.ir/vdcf00dyew6d0ja.igiw.html
نام شما
آدرس ايميل شما